

![]() |
![]() |
![]() |


|
فقط می خوام تو چشم تو نگاه کنم دلم می خواد فقط تو را صــدا کنم رفتی سفر یه وقت فراموشـــم نکن من بی کسم تو ترک آغوشـــم نکن چرا می خوای اشک منو در بیاری عزیز مـــن مگه تو دوستـــم نداری اگه بری چشمای من گریـــون میشه دلت به قلبم همیشه مدیــــــون میشه دوست نــدارم تو بری و مــن بمونم هرجا باشی به یاد چشمات می مونم می سپارمت دست خدای مهربــون خیلی میــشم از رفتنت دل نگرون رفتی سفر یه وقت فراموشـــم نکن من بی کسم تو ترک آغوشـــم نکنژ
|
|
موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم
*.*.*.*.*.*. *.*


امشب مهمون کدوم آسمون بودی ؟
هم صحبت کدوم ستاره ؟ همدرد کدوم مهتاب ؟
یادت هست ؟
شبهای پریشونیمو با تو قسمت و ستاره هامو بغل بغل به آسمون چشمای تو تعارف می کردم .
سیاه چالای دلتنگیام رو لبخندهات پرمی کرد .
برای گذری هر چند کوچولو به آسمون نگاهم برگرد .
ببین چه جوری ماه ذهنم تو سیاره خاطرات می گرده و اروم اشک می ریزه .
بغض هامم جواب نگفته های فشرده گلوم رو نمی دن ... .
تو نیستی و من ، شبگرد تنها نشین خلوت غم شدم

نامت چه بود؟ آدم
فرزند؟ من را نه مادری نه پدری.بنویس اولین یتیم عالم خلقت
محل تولد؟ بهشت پاک
محل سکونت؟ زمین خاک
آن چیست برگرده نهادی؟ امانت است
قدت؟ روزی چنان بلندکه همسایه خدا.اینک به قدرسایه بختم به روی زمین
اعضای خانواده؟ حوای خوب وپاک.قابیل خشمناک.هابیل زیرخاک
روز تولد؟ در روز جمعه ای.به گمانم که روزعشق
رنگت؟ اینک فقط سیاه.زشرم چنان گناه
چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران که ببارد زآسمان
وزنت؟ نه آنچنان سبک که پرم درهوای دوست نه آنچنان وزین که نشینم براین زمین
جنست؟ نیمی مرا زخاک نیم دگر خدا
شغلت؟ در کارکشت امیدم به روی خاک
شاکی تو؟خدا
نام وکیل؟ آن هم فقط خدا
جرمت؟یک سیب از درخت وسوسه
تنها همین؟همین !!!
حکمت؟ تبعید در زمین
همدست در گناه؟ حوای آشنا
ترسیده ای ؟ کمی
زچه؟ که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟بلی
که؟ گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه ، ولی ....
ولی که چه؟ حکمی چنین ، آن هم به یک گناه؟!!
دلتنگ گشته ای؟زیاد
برای که؟ تنها فقط خدا
آورده ای سند؟ بلی
چه؟دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟ بلی
چه کس؟ تنها کسم خدا
در آخرین دفاع؟ می خوانمش ، چنان که اجابت کند دعا
